جهان ملک خاتون

غزل 1132 | ای دل غمگین مدار چشم وفا از جهان

ای دل غمگین مدار چشم وفا از جهان

زانک ندیده‌ست کس غیر جفا از جهان

جان و جهان در غمت صرف شد و عاقبت

جز غم عشقت نبود حاصل ما از جهان

گر تو سر زلف خود باز کنی ای صنم

بی سخنی بَرفِتد مُشک خطا از جهان

در سر زلفت زنم دست امید از لحد

تا به قیامت روم بی سر و پا از جهان

مرده اگر بشنود بوی تو از باد صبح

بار دگر برکند شمع بقا از جهان

روز جزا از بهشت غیرت رضوان شود

گر ز تو بوسی برد باد صبا از جهان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.