جهان ملک خاتون

غزل 1323 | معطّرست جهانی ز باد نوروزی

معطّرست جهانی ز باد نوروزی

چه باشد ار شب وصلت مرا شود روزی

دلم به دولت وصلت رسید و می‌خواهم

که آن سعادت و بختم شود به نو، روزی

منم که سوخته بر آتش شب هجران

به حال من نکنی رحمتی ز دلسوزی

دلم بدوز نگارا به تیر غمزهٔ شوخ

که شهرتی بودش دایماً به دلدوزی

به عشق وصل تو جان سوختم چو پروانه

که شمع روی تو بس می‌کند دلفروزی

جهان نکرد وفا با کسی و مشهورست

ولی وفا تو مگر از جهان بیاموزی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.