جهان ملک خاتون

غزل 1373 | تا کی از سرکشی وفا نکنی

تا کی از سرکشی وفا نکنی

با من خسته جز جفا نکنی

این چه بد عادتی و بد مهریست

کانچه گویی بدان وفا نکنی

چند تیر جفا زنی بر من

به غلط خود یکی خطا نکنی

هرگز از روی دوستی و کرم

با من خسته دل صفا نکنی

چند بیگانگی کنی با من

تا کی‌ام با خود آشنا نکنی

ای طبیب آخر از برای خدا

درد ما را چرا دوا نکنی

چه شود گر تو نیز همچو فلک

به حقارت نظر به ما نکنی

حیف باشد که در چنین دولت

کام بیچارگان روا نکنی

پادشاه جهان حسن تویی

تا به کی رحم بر گدا نکنی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.