جهان ملک خاتون

رباعی 68 | شب تا به سحر میان خونم ز غمت

شب تا به سحر میان خونم ز غمت

چون اشک ز دیده سرنگونم ز غمت

پرسی ز من خسته که چونی ز غمم

در من نگر و ببین که چونم ز غمت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.