جهان ملک خاتون

رباعی 229 | تا روی چو ماه تو نهانست ز چشم

تا روی چو ماه تو نهانست ز چشم

بی روی تواَم دجله روانست ز چشم

از سوز دل سوخته وز جور فراق

خونابه به روی من روانست ز چشم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.