ابن یمین

قطعه 475 | صاحبا چون یمین دولت و دین

صاحبا چون یمین دولت و دین

کرد خالی ز مرغ روح قفس

زو یتیم و یتیمه ئی دیدم

در سرای سپنج مانده و بس

چون برفت او ز هر طرف برخاست

خاطبانرا بر آن یتیمه هوس

خاطبان کفو آن یتیمه نیند

تو بفریاد این یتیم برس

زانکه تا این یتیم زنده بود

ننماید یتیمه روی بکس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.