حزین لاهیجی

غزل 57 | زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما

زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما

نقش مراد شد، شکن بوریای ما

از غمزهٔ تو رفت ز خونم فسردگی

جوش نشاط زد، می مرد آزمای ما

سیل عنان گسسته به دنبال می تپد

در وادیی که شوق بود، رهنمای ما

چون موج پی گسسته زند موجِ اضطراب

خاک از تپیدن دل بی دست و پای ما

خوابت شد از فسانهٔ زاهد گران، حزین

بشنو نوایی از دل درد آشنای ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.