حزین لاهیجی

غزل 243 | اشک چشم من و شراب یکیست

اشک چشم من و شراب یکیست

دل گرم من و کباب یکی ست

بحر، بحر است و موج در تکرار

ذرّه بسیار و آفتاب یکی ست

نقش موهوم کارگاه وجود

صد هزار است و در حساب یکی ست

کفر و دین را چه فرق، با دوری

نور و ظلمت چو شد حجاب یکی ست

بشکن از بوسه ای خمار حزین

لب لعل تو و شراب یکی ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.