حزین لاهیجی

غزل 313 | گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟

گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟

ما را ز ما ستانی، ای دلربا! چه باشد؟

از یار ناموافق، دوری ضرورت آمد

گر ساعتی نشینی از خود جدا، چه باشد؟

از وصل خود بریدی، گویی چه جور دیدی؟

خود فصل ماجرا کن، جور و جفا چه باشد؟

شمع جمال موسی، شد برق و طور را زد

نار کلیم آن بود، نور خدا چه باشد؟

انوار مرشد روم، شد راهبر حزین را

گر همّتی بخواهی از اولیا چه باشد؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.