حزین لاهیجی

غزل 362 | از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد

از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد

پوشد به لباس گل و از خار برآرد

دل از خم زلفش چه خیال است برآرم؟

چون آینه کز سبزه ی زنگار برآرد

امروز مگر همّت مردانه ی ساقی

بنیاد غم از ساغر سرشار برآرد

افسرده دلی رفت ز حد، شور جنون کو؟

تا بی خودم از خانهٔ خمار برآرد

بوی سر زلف تو دهد طرح به سنبل

آهی که حزین از دل افگار برآرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.