غزل 531 | در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار
در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار
پاس ادب خاطر آگاه نگهدار
مستند به یک جرعه حریفان صبوحی
ساقی قدحی نذر شبانگاه نگهدار
مرغی که شکستی پر و بالش به اسیری
خواه از قفس آزاد کنش، خواه نگهدار
بر جور بیفزا، مشکن قدر عزیزان
یوسف مفروش و به ته چاه نگهدار
پا می کشد از بزم تو، دریاب حزین را
دستی به سر شمع سحرگاه نگهدار
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.