غزل 605 | هندوستان غربت بادا به ما مبارک
هندوستان غربت بادا به ما مبارک
هان دوستان شما را مرگ وفا مبارک
بوی بهار برخاست، ما خود اسیر دامیم
مرغان گلستان را برگ و نوا مبارک
قربانیان نازیم، در خاک و خون تپیده
ای خیل نازنینان، عید شما مبارک
از دور روزگاران ما را سر است و سامان
بالین بیقراران، سنگ آسیا مبارک
گرم از نظر گذشتی، آه از دل حزینم
بیگانه طوری تو، با آشنا مبارک
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.