حزین لاهیجی

غزل 775 | که خواهد رسانید پیغام من

که خواهد رسانید پیغام من

به بیگانهٔ آشنا نام من؟

که چون با حریفان خوری باده ام

به سنگ جفا نشکنی جام من

به کار آیدت چون رگ تلخ می

به یاد آوری تلخی کام من

تو خوش زی که فرخنده مرغ مراد

پریده ست از گوشهٔ بام من

نه دل مانده بر جا نه لخت جگر

جگر پارهٔ من، دلارام من

به پیچ و خم روزگارم اسیر

رمیده ست آسایش از دام من

در آتش سپندی ست جان حزین

چه می پرسی از صبر و آرام من؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.