حزین لاهیجی

غزل 18 | نبرده لذت دیدار دلگشای تو را

نبرده لذت دیدار دلگشای تو را

غلط به آینه، هر کس کند صفای تو را

به رهگذار تو صید کرشمه هاست دلم

که ناز نرگس لیلی ست، نقش پای تو را

گداخت ناله من، آشنا و بیگانه

خبر نشد دل بیگانه آشنای تو را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.