حزین لاهیجی

غزل 88 | چو تر هرگز نگردید، از می وصل تو دامان‌ها

چو تر هرگز نگردید، از می وصل تو دامان‌ها

ز مخموری بود خمیازه‌ای، چاک گریبان‌ها

خیال توبه، نقشی بود بر آب فراموشی

در آن عهدی که با پیمانه می‌بستیم پیمان‌ها

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.