حزین لاهیجی

غزل 148 | نقاب آنجا که از رخسارهٔ جانانه برخیزد

نقاب آنجا که از رخسارهٔ جانانه برخیزد

برهمن از سر بت، گبر زآتشخانه برخیزد

به یک رنگی ز بس خو کرده ام، در کعبه گر میرم

خروش دلخراش شیون، از بتخانه برخیزد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.