حزین لاهیجی

غزل 222 | ز شیرین‌کاری من، بیستون آباد می‌گردد

ز شیرین‌کاری من، بیستون آباد می‌گردد

قلم در پنجهٔ من تیشه فرهاد می‌گردد

صبا بفرست، اگر مکتوب و قاصد نیست رسم تو

به بوی التفاتی خاطر ما شاد می‌گردد

هوا را گر چنین می‌پرورد نفس هوش پیشه

جهان پروانهٔ ما، آسیای باد می‌گردد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.