حزین لاهیجی

غزل 308 | ای خدا، یار مرا میل خریدارش ده

ای خدا، یار مرا میل خریدارش ده

ور بگیرد کم ما، عاشق بسیارش ده

دل ما را هدف غمزهٔ خونخوارش کن

رگ جان را به کف ناز جفاکارش ده

درد محرومی عاشق نه همین در هجر است

محرم وصل چو شد، طاقت دیدارش ده

عمرها رفت که دل، کافر بی سامانی ست

از خم طرّهٔ آن مغبچه، زنّارش ده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.