حزین لاهیجی

غزل 331 | دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های

دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های

ای دل، بزن از سینه صفیری به اثر، های

بر بوم و برم تاخته سیلاب حوادث

از خانه خرابان توام، های هنر، های

آرام وطن گر سفری شد، عجبی نیست

ما را که چو دل، رفته عزیزی به سفر، های

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.