حزین لاهیجی

غزل 340 | تا کی از عشوه، فریب دل ناکام دهی

تا کی از عشوه، فریب دل ناکام دهی

جان ستانی گرو بوسه و دشنام دهی

رنجه کن دست، چو با تیغ و کفن آمده ام

گفته بودی که مراد دل ناکام دهی

ساغری نذر من دلشده، بر خاک فشان

ساقیا، می چو به رندان می آشام دهی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.