غزل 1219 | باز دل دادم به دستِ دل بری
باز دل دادم به دستِ دل بری
سرو قدّی گل رخی نسرین بری
دل ستانی دل گشایی دل کشی
دل فریبی دل ربایی دل بری
لاله رخساری بنفشه گیسویی
سروبالایی صنوبر منظری
خوش نشینی خوش زبانی خوش دلی
نازنینی نازکی بازی گری
تند خویی سرکشی عاشق کشی
بی غمی سنگین دلی سلطان فری
آفتِ خلقی عذابِ عالمی
فتنه ی شهری بلایِ کشوری
دل به زاری از نزاری برد و نیست
حاصلی در عشق بی زور و زری
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.