حکیم نزاری

شعر 14 | چو مشهور گشتم به شرب مدام

چو مشهور گشتم به شرب مدام

نبد چاره از محفل خاص و عام

دگر باره نفرت بِزد راه من

شد آن کار بر عکسِ دلخواه من

غم این و تیمار آنم گرفت

ملالت گریبان جانم گرفت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.