غزل 65 | خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان میرسد
خواجوی دزد کابلی از شهر کرمان میرسد
موری است او در شاعری، نزد سلیمان میرسد
معنی مبر ای بوالهوس! شاعر ندزدد شعر کس
معنی بکر شاعران از عالم جان میرسد
دزدی مکن ای خردهدان، کالا ز دزدان کن نهان
کز بهر دزدی این زمان سردار دزدان میرسد
من میدهم تشویش او بر هم دریدم پیش او
در تیزگاه ریش او صد گوز قصران میرسد
در شاعری رویینتنم، قلب دلیران بشکنم
تا گردن دزدان زنم فرمان سلطان میرسد
ای حیدر پاکاندرون وی مهر مهرت در درون
یک قطره چه بود گر کنون در بحر عمان میرسد؟
ای صفدر صاحب قران، ای پادشاه انس و جان!
در شهر شیراز این زمان جاسوس کرمان میرسد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.