خاقانی

رباعی 31 | از فیض خیالت چمن سینه شکفت

از فیض خیالت چمن سینه شکفت

از دیدن رویت گل آئینه شکفت

چون صبح لب از خندهٔ جاوید نبست

هر گل که ز باغ دل بی‌کینه شکفت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.