خاقانی

قطعه 316 | سر انگشت می‌رزد بی‌بی

سر انگشت می‌رزد بی‌بی

بر من انگشت می‌گزد بی‌بی

نای را دشمن است و دف را دوست

بر ره دف همی وزد بی‌بی

از پی یک نشان دوم جامه

لاجوردی همی رزد بی‌بی

آفتاب است و زهره می‌طلبد

در بر مه نمی‌خزد بی‌بی

صحن پانید حلقه می‌جوید

نیشکر هم نمی‌مزد بی‌بی

چشم بد دور نیک طباخ است

کآفتاب جهان سزد بی‌بی

نپزد هیچ قلیهٔ گزری

تابهٔ شلغمی پزد بی‌بی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.