خالد نقشبندی

غزل 4 | جز تو سرمایه جان نیست مرا

جز تو سرمایه جان نیست مرا

بی تو سودای جنان نیست مرا

کی کنم قول کسی در حق تو

گوش جز تو به جهان نیست مرا

گر شوم از سو کوی تو جدا

غیر فریاد و فغان نیست مرا

بی وصالت که جز او مایه عیش

نیست شادی به روان، نیست مرا

به وفای تو که تا روز وفات

جز وفا از تو گمان نیست مرا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.