خواجوی کرمانی

شعر 6 | جهان سر به سر خون فشان است و بس

جهان سر به سر خون فشان است و بس

نماند بد و نیک بر هیچ‌کس

چو آخر به دشمن بباید سپرد

همه رنج‌ها باد باید شمرد

جهان‌دار هوشنگ با رای و داد

بجای نیا تارج بر سر نهاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.