خواجوی کرمانی

غزل 119 | صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند

صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند

صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند

بنگر که مقیمان سراپرده ی وحدت

در دیر مغان همسبق مغبچگانند

رو گوش کن از زمزمه ی ناله ناقوس

آن نکته که ارباب خرد واله از آنند

در حلقه ی رندان خرابات مغان آی

تا یکنفس از خویشتنت باز رهانند

از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت

کاین طایفه در کوی خرابات مغانند

از مغبچگان می شنوم نکته ی توحید

و ارباب خرد معنی این نکته ندانند

سر حلقه ی رندان خرابات چو خواجوست

زان همچو نگینش همه در حلقه نشانند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.