خواجوی کرمانی

قطعه 27 | هر آنگهی که درین صفّه آشیان سازم

هر آنگهی که درین صفّه آشیان سازم

مرا ز هاتف غیبی بگوش جان آید

کز آن چه سود که ایوان قصر مرفوعست

بر اوج کنگره برج مشتری ساید

ازین سراچه ی خاک مدار چشم وفا

چو روشنست که با هیچکس نمی پاید

بدان امید نهادیم وضع این بقعه

که تا کسی نفسی خوش درو بیاساید

ولی چو درنگری این مقام عاریتی

نه منزلیست که جای قرار را شاید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.