خواجوی کرمانی

غزل 92 | نقاش که او صورت ارژنگ نگارد

نقاش که او صورت ارژنگ نگارد

کی چهره ی گلچهر چو او رنگ نگارد

فرهاد چو از صورت شیرین نشکیبد

صد نقش برانگیزد و بر سنگ نگارد

صورتگر چین نقش نبندم که نگاری

چون آن صنم سنگدل شنگ نگارد

حنّا مگر امروز درین مرحله تنگست

کو پنجه بخون من دلتنگ نگارد

نقاش بصورتگری ارموی شکافد

صورت نتوان بست کزین رنگ نگارد

چنگی همه از پرده ی عشاق سراید

گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد

ور چنگ و سر انگشت تو ناهید ببیند

نقش سر انگشت تو بر چنگ نگارد

در جنب جمال تو بود صورت دیوار

هر نقش که صورتگر ارژنگ نگارد

خواجو چه عجب باشد اگر شیر دلاور

سر پنجه بخون جگر رنگ نگارد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.