خواجوی کرمانی

رباعی 86 | ای کار دلم رفته ز زلف تو ز دست

ای کار دلم رفته ز زلف تو ز دست

وی جان خراب من ز بادام تو مست

زان رو که دلم در ابرویت پیوستست

ابروت نمی رود ز چشمم پیوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.