خواجوی کرمانی

رباعی 255 | چون لعبت باغ پرده بگشود از رو

چون لعبت باغ پرده بگشود از رو

و افکند بنفشه تاب در حلقه ی مو

با فاخته گفتم که بهار آمد باز

فریاد بر آورد که کوکو کوکو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.