خواجوی کرمانی

شعر 31 | بدری که سایه بر سرش افکنده است شب

بدری که سایه بر سرش افکنده است شب

چشم و زبان و قامت و زلفش بود لقب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.