خواجوی کرمانی

رباعی 92 | جانا ز من بی سر و بی پات چه غم؟

جانا ز من بی سر و بی پات چه غم؟

وز نالهٔ عاشقان شیدات چه غم؟

در پای مران پیاده کز دست افتاد

گر بر رخ او نهی رخ از مات چه غم؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.