خواجوی کرمانی

رباعی 95 | بر دست خیال چشم مستت خوابم

بر دست خیال چشم مستت خوابم

از آتش سودای تو رفت‌ست آبم

زین پس من و آب دیده و خاک درت

باشد که گشادی بود از این بابم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.