خواجه عبدالله انصاری

شعر 22 | الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گِریم یا از ناز. گریستن از حسرت، به

الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گِریم یا از ناز. گریستن از حسرت، بهر یتیم و گریستن شمع بهر ناز؛ از ناز گریستن چون بود، این قصه‌ای‌ست دراز.

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.