خواجه عبدالله انصاری

شعر 99 | الهی از هیچ همه چیز توانی و از همه چیز به هیچ نمایی که گویم چنین یا چنانی تو آفر

الهی از هیچ همه چیز توانی و از همه چیز به هیچ نمایی که گویم چنین یا چنانی تو آفرینندهٔ این و آنی.

ما را سرو سودای کس دیگر نیست

از عشق تو پروای کس دیگر نیست

جُز تو دگری جای نگیرد در دل

دل جای تو شد جای کس دیگر نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.