خواجه عبدالله انصاری

شعر 116 | الهی بر سر از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و رُخ از شرم گناه زرد دا

الهی بر سر از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و رُخ از شرم گناه زرد داریم.

من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست

تاریک دلم نور و ضیای تو کُجاست

ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی

آن بیع بود لُطف و عطای تو کجاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.