شعر 127 | الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبیک درب همه ناکامی بر خود
الهی همه از حیرت به فریادند و من از حیرت شادم، به یک لبیک درب همه ناکامی بر خود بگشادم، دریغا روزگاری که نمیدانستم تا لطف تو را دریازم. خداوندا در آتش حیرت آویختم چون پروانه در چراغ، نه جان رنج تبش دیده و نه دل الم داغ
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.