خواجه عبدالله انصاری

شعر 229 | الهی هر چند از بد سزای خویش بدردم لیکن از مفلس نوازی تو شادم. خداوندا من قدرو شا

الهی هر چند از بد سزای خویش بدردم لیکن از مفلس نوازی تو شادم. خداوندا من قدرو شان تو را ندارم و سزای تو را نا توانم و در بیچارگی خود سر گردانم و روز بروز بر زیانم. خدایا من کیستم که بر درگاه تو زارم یا قصهٔ درد خود بتو پردازم

در عشق تو من کیم که در منزل من

از وصل رخت گلی دمد بر گل من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.