خواجه عبدالله انصاری

شعر 251 | الهی گریخته بودم تا تو خواندی ترسیده بودم بر خوان نشاندی ابتدا میترسیدم که مرا ب

الهی گریخته بودم تا تو خواندی ترسیده بودم بر خوان نشاندی ابتدا میترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون میترسم که مرا بفریبی به عطای خویش.

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.