خواجه عبدالله انصاری

شعر 122 | یارب ز شراب عشق سرمستم کن

یارب ز شراب عشق سرمستم کن

در عشق خودت نیست کن و هستم کن

از هرچه ز عشق خود تهی دستم کن

یکباره به بند عشق پابستم کن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.