خواجه عبدالله انصاری

شعر 228 | خدایا موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذکر کنندگانی، از نزدیکت نشان می دهند؟و

خدایا موجود نفسهای جوانمردانی، حاضر دلهای ذکر کنندگانی، از نزدیکت نشان می دهند؟و برتر از آنی از دورت می پندارند و نزدیکتر از جانی، ندانم که در جانی یا خود جانی، نه اینی و نه آنی، جان را زندگی میباید تو آنی

روزی که مرا وصل تو در چنگ اید

از حال بهشتیان مرا ننگ آید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.