خیالی بخارایی

غزل 65 | سروِ بالای تو در عالم خوبی علم است

سروِ بالای تو در عالم خوبی علم است

خط تو بر ورق گل ز بنفشه رقم است

ما نه تنها به هوای دهنت خاک شدیم

هرکه از اهل وجود است به آخر عدم است

قدمی رنجه به پرسیدن ما کن که چو سرو

سرفراز است هر آزاده که در وی قدم است

طرفه دامی ست سر زلف تو کز روی هوس

هرکه پا بستهٔ آن است مقیّد به غم است

گو به غم ساز خیالی که ز اسباب طرب

نیست خوش‌تر ز نوای نی و آن نیز دم است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.