خیالی بخارایی

غزل 73 | گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است

گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است

بی دهانت آب خضر از جانب او با لب است

تا پدید آمد ز رویت زلف اشک افشان شدیم

شب چو پیدا می شود گاهِ طلوع کوکب است

گر مزید حسن خواهی زلف را کوته مساز

روز را چون روزِ بازار درازی از شب است

تا نشان داد از خم محراب طاق ابرویت

عادت رندان عبادت ورد یاران یارب است

ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگو

تا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.