غزل 115 | باد اگر یاد سرو ما نکند
باد اگر یاد سرو ما نکند
سرو را دل هوا هوا نکند
پیش زلف تو مشگ مسکین است
آری اصل نکو خطا نکند
گو به دست آر شیشهٔ دل ما
تا سر زلف زیر پا نکند
دارد آن رخ به خطّ سبز نشان
که مراد کسی روا نکند
کو عزیزی که از سگ کویت
بشنود خواری و دعا نکند
ای خیالی ز سیل اشک چه سود
یار اگر روی سوی ما نکند
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.