خیالی بخارایی

غزل 129 | تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند

تا به رحمت خوان قسمت را مزیّن کرده‌اند

درخور هر فرقه مرسومی معیّن کرده‌اند

نام نیک و نقد هستی را به زاهد داده‌اند

نیستیّ و عشق را در گردن من کرده‌اند

با تو دعویِّ نظر بازی کسانی را رسد

کز غبار خاک کویت دیده روشن کرده‌اند

سر گران ز آن است چشم مست یار و جام می

کاندر این ره هر یکی خونی به گردن کرده‌اند

ای خیالی دامن جان چاک زن کارباب دل

سرخ‌رویی‌ها چو گُل از چاک دامن کرده‌اند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.