خیالی بخارایی

غزل 140 | تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند

تا دلم شیوهٔ آن زلف دوتا می‌داند

صفت نافهٔ چین فکر خطا می‌داند

با من آن غمزهٔ پُرفتنه چه‌ها کرد و هنوز

در فن خویش چه گویم که چه‌ها می‌داند

زلف مشکینِ تو با آن که پریشان‌حال است

مو به مو حال پریشانی ما می‌داند

حالیا سوختهٔ آتش هجریم و هنوز

چه شود عاقبت کار خدا می‌داند

بازم از غصه درون خون شد و زین بیرون نیست

که نمی‌داند از آن لعل تو یا می‌داند

بادپیمای خیالی به هوای قد توست

تو گر آگه نیی ای سرو صبا می‌داند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.