خیالی بخارایی

غزل 357 | تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی

تا همچو غنچه خندان از خود به در نیایی

گر گل شوی کسی را هم در نظر نیایی

گر ره به خود ندانی تدبیر بیخودی کن

بی خویش تا نگردی با خویش برنیایی

ای دل به کوی وحدت چون غیر می نگنجد

تا ترک خود نگویی با خوددگر نیایی

هرکس که بی ارادت آید به کوی جانان

پوشند در به رویش یعنی که در نیایی

چون یار خامه وارت می خواند ای خیالی

شرط ادب نباشد گر تو به سر نیایی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.