خیام

رباعی 107 | دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار

بر پاره گلی لگد همی زد بسیار

وآن گل به زبان حال با او می‌گفت

من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.